۳ ماه گذشت . ۳ ماهی که برای بچه های رنجدیده این سرزمین شاید به اندازه یکسال طول می کشد . ۳ ماهی که کودکان این سرزمین به جای نشستن در سایه سار درختان و گوش دادن به صدای آب زیر تازیانه آفتاب سوزان و رگبار شن ریزه ها روزگار می گذرانند . تابستان فصل استراحت است و تفریح . فصل لذت بردن در سواحل شمال و دل دادن به صدای ملکوتی نقاره خانه بارگاه امام غریب . اما اینجا فرزندان این سرزمین حکایتشان حکایت تفاوت ماه ما با ماه گردون است . سی ام شهریور ماه ۱۳۹۲ نوار مرزی زیرکوه . اگر چه شیشه های مدرسه شان شکسته است و تلی از خاک کلاسها را فرا گرفته است اما آمده اند شاد و خندان . با پیراهن های گل گلیشان دست در دست هم آمده اند تا کلاسهایشان را دوباره با طراوت کنند . آمده اند تا گرد و غبار را از کلاسهایشان بزدایند . آمده اند تا خاطرات تابستانشان را دوباره دور هم مرور کنند. اینجا نوار مرزی زیرکوه .

گزارش کامل را اینجا بخوانید